امتحانام تموم شد!هــــــــــــــــــــــورااااا!!!همیشه از سه ماه تعطیلی تابستون بدم میومد، آخه مدرسه رو دوست داشتم! نه به خاطر درس، بلکه به خاطر اینکه با دوستام بودم و شیطونی می کردیم!ولی خداییش درس رو هم دوس داشتم! عاشق علوم بودم که همش آزمایشای بامزه داشت! عاشق تاریخ بودم و همیشه سر کلاس یاد می گرفتم و لازم نبود بخونم...عاشق ریاضی بودم به خاطر مبحثایی که تو زندگی روزمره درکشون کرده بودم! همیشه بقالی که می رفتم با طرف سر حساب کتاب بحث می کردم و سه ساعت واسه پیرمرد بدبخت توضیح می دادم که اینجوری باید حساب کنه!!!...خلاصه عاشق درس هم بودم...ولی الان توی دانشگاه و این سال های آخری بدترین سال های عمرم و خسته کننده ترینِ شون بوده! از یاد گرفتن زده شدم چون استادا به فکر نمره ان نه یادگیری...یادمون دادن نمره واسمون مهم باشه نه تحقیق و پژوهش!یه استاد هم که بخواد برگرده به این اصول مهم، خودمون حوصله شو نداریم و کاری می کنیم اونم نمره محور بشه! مشکل یکی دوتا که نیست!!!پ.ن:هرچند این روزها دارم عذاب میکشم ولی مطمئنم بعدن دلم بدجوری تنگشون بشه!