خاطرات روزانه

برای اینکه یادم بماند چه بودم و چه کردم....

خاطرات روزانه

برای اینکه یادم بماند چه بودم و چه کردم....

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۰
  • ۰

چقد پ?ت شدم!

د?شب نخواب?دم که درس بخونم و دو تا ل?وان نسکافه خوردم...انقد امروز صبح? حال بد? داشتم که احساس مرگ داشتم!!!!دستام ?خ کرده بودن، بدنم داغ بود ول? تو? تنم ?خ زده بود!همش م? لرز?دم تو? کلاس! تازه تو? کلاس ر?اض? که قشنگ ?ه ربع ب?هوش بودم و اسما ب?دارم کرد!کلاس معادلات که د?گه داغوووون بودم!!! خوابم م?ومد و معده ام درد وحشتناک? داشت! و همش سردم بود!خدا رو شکر د?گه عصر کلاس نداشتم! تازه وقت? رفتم سلف د?دم به جا? ف?له ماه?، قزل آلا آوردن که پر از روغن بود...اصن حس تو سلف نشستن نداشتم واسه هم?ن غذامو گرفتم که ب?ارم خوابگاه ول? موقع اومدن مهرناز رو تو سلف د?دم که دنبال کارت دانشجو?? ?ک? از بچه ها اومده بود تو? سلف ول? خانومه گفت با?د بر? امور دانشجو??. رفت?م امور دانشجو?? و دوباره خانومه کل?د اتاقک? که کارت اونجا بود داد به ?ک? که ب?اره اونجا درو باز کنه کارتمونو بده. دوباره با بدبخت? اومد?م سلف ول? دختره به جا? کل?د اتاقک، کل?د بورد رو آورده بود!!!!!! داغ کرده بودم حساب?! با اون حال نزارم ه? م?رفتم امور دانشجو?? و دوباره م?ومدم سلف!نذاشتم مهرناز ب?اد و خودم رفتم امور دانشجو?? کل?د و گرفتم و کل? با زنه دعوا کردم و آوردم و دادم دست دختره تو? سلف و کارتو داد! حالا تو? ا?ن ه?ر و و?ر جلو? سلف هم مراسم روز ا?دز بود و کل? آدم اونجا بود و ما هر دفعه با?د از ب?ن ا?ن همه دختر و پسر م? رفت?م امور دانشجو?? و دوباره م? رفت?م سلف! ?ن? ?ه وضع? بودااااا!!!!!د?گه توبه کردم که شبا ب?دار بمونم...
  • ۹۳/۰۹/۱۲
  • ft _nk

نظرات (۳)

فاصله ی سلف تا دانشگاه خر است!
چرا اهل خاک اینجوری میخنده؟! :)))
پاسخ:
خخخخ :) نمی دونم از خودشون بپرسید :)
الان لازمه بگم اون دوتایی که اسم ندارن منم؟!
من فردا امتحااان داااارم!
الان مشخصه من خوابم میاد قاطی کردم یا بیشتر توضیح بدم؟!
پاسخ:
:) با اجازت پاکشون کردم. ایشالا موفق باشی :) مشخصه خیلی خوابت میاد! برو تا کسی رو شت و پت نکردی :))
  • خانم والیوم
  • دختر تو چقد پاستوریزه ای..
    یه شب نخوابی اینجوریت میکنه جای من بودی چکار میکردی؟؟؟

    اعصابم که نداری دختر چرا با زنه دعوا کردی زشته
    پاسخ:
    نه بخدا پاستوریزه نبودم نمی دونم چرا اینطوری درب و داغووون شدم...:( خب زنه خیلی بد حرف زد! کارت دانشجویی رو که نمی خواستیم بخوریم که! تازه مال خودمون بود!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی