بعد از خوردن ناهار با اتوبوس رفت?م قوچان و تو? دانشگاه آزاد واحد قوچان اسکان داشت?م. ساعت تقر?با 7 شب بود که رس?د?م. مس?ر ?ه خورده طولان? بود و منم که از اتوبوس متنفرم و خ?ل? تو? اتوبوس خسته م?شم د?گه جون? واسم نمونده بود. مخصوصا که هوا هم سرد بود!!!بعد از تحو?ل گرفتن اتاقا و گذاشتن وسا?لا رفت?م برا? شام تو? سلف دانشگاه. اونجا نا?ب بر حق جناب گوهرشاد? هم رو د?دم و بدون ه?چ صحبت? و بعد از چند ثان?ه شناختمش! آخه کپ? برابر اصل خان داداشش بود...خخخخشب زود خواب?د?م که فردا برا? مسابقه سرحال باش?م. صبحش ساعت 8 پذ?رش ت?م ها بود که انقد طول کش?د که مسابقه تمر?ن? کنسل شد و حت? خود مسابقه اصل? هم با تاخ?ر 15 دق?قه ا? شروع شد.از مسابقه بهتره چ?ز? نگم ول? م?گم چون در نها?ت غ?ر استاندارد? برگزار شد و اصلا ه?چ? سرجا? خودش نبود!!!اول ا?نکه پر?نت که م? فرستاد?م بعد ده دق?قه که با?د ?ادآور? م? کرد?م که " آقا پر?نت ما کو؟؟؟ " تازه م? گفت ?ه بار د?گه بفرست?ن! ما ?ه پر?نت رو 6 بار فرستاد?م آخرشم ن?ومد ب?خ?الش شد?م!دوم ا?نکه سوال که م? فرستاد?م داور بعد از ?ه ساعت جواب م? داد!سوم که از همه موارد بدتره! ا?نکه کد که م? فرستاد?م جواب داور بعد از ب?ست دق?قه م?ومد و ا?ن خودش خ?ل? بد بود و نم? فهم?د?م کد? که فرستاد?م درسته ?ا غلط!چهارم ا?نکه به جا? ت? شرت، کاور ورزش? دادن!پنجم ا?نکه هنوز سه دق?قه به پا?ان مسابقه مونده بود که آقا?? که مثلا مسئول کم?ته مسابقات بود پشت م?کروفون گفت مسابقه تمومه هرک? کارش تموم شده از گوشه سالن بره ب?رون!!!!!!!!!!!!!!!!!?ن? داغوووون شدم سر ا?ن حرفش!باق?شم نگم بهتره!بعد مسابقه هم رفت?م ناهار و نماز بعدشم اختتام?ه! حالا اختتام?ه خ?ل? جالب بود :اولش که کل? از مسئولا? دانشگاه اومدن صحبت کردن و بعدشم کل? به خودشون لوح تقد?ر و جا?زه دادن!آخرشم اومدن نتا?ج رو اعلام کردن و جا?زه ها رو دادن. بعدشم رفت?م پا??ن برا? پذ?را??!عصرم رفت?م ورود? اصل? دانشگاه منتظر اتوبوس که بر?م مشهد و بازم کل? معطل شد?م. بچه ها? تهران (ام?رکب?ر و تهران و شر?ف) هم بودن. آخرشم مسئولا? دانشگاه ?ه اتوبوس پ?دا کردن که مسافراشو فرستادن تو? ?ه اتوبوس د?گه که بچه ها? ACM همه با هم با ?ه اتوبوس برن. نصف جلو?? اتوبوس بچه ها? تهران بودن و نصف عقب? بچه ها? ما! آخه ما 17 نفر بود?م...خخخخختو? اتوبوس کل? خند?د?م. من و مهرداد پانتوم?م اجرا م? کرد?م ا?نطور? که بچه ها ?ه کلمه به من ?ا مهرداد م? گفتن و ما اونو اجرا م?گرد?م و بق?ه بچه ها حدس م? زدن!کل? شلوغ کرد?م و خوش گذشت!شب رس?د?م ترم?نال و رفت?م هتل? که نزد?ک حرم بود. بعد از تحو?ل گرفتن اتاقا و ?ه استراحت کوچولو رفت?م رستوران رو به رو?? واسه شام و جوجه خورد?م.بعدشم انقد خسته بودم که ?ه راست رفتم خواب?دم و قرار شد فردا صبح زود بر?م حرم.
- ۹۳/۰۸/۲۹