خاطرات روزانه

برای اینکه یادم بماند چه بودم و چه کردم....

خاطرات روزانه

برای اینکه یادم بماند چه بودم و چه کردم....

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۰
  • ۰

پ?ش به سو? مشهد...

ساعت 13:58 ا?نجا قطار کرمان به مشهد من تو? سالن 5، کوپه ? 9 رو? صندل? شماره 33 نشستم. کوپه چهار نفره است و من مهسا و دو خانم د?گه ا?نجا نشست?م. همش صدا? بچه ها م?اد. تو? کوپه ها? دو طرف?ن. استاد پور صالح? هم همراه ماست. ناهار رو تو? راه آهن رو? چمنا خورد?م. فرش?د و مهرداد تا تونستن مسخره باز? در آوردن و حرف زدن! قطار تکونا? مزخرف? داره. راست? وقت ناهار خانوم زند? (معلم ش?م? سال چهارم دب?رستانم!) اس داد که به آبج?ت بگو فلان  وبهمان...کل? خند?دم. آخه معلم ش?م? دب?رستان خودم بوده و حالا معلم خواهرمه!
  • ۹۳/۰۸/۲۷
  • ft _nk

نظرات (۱)

  • خانم والیوم
  • خوش بحالتون پس حسابی داره بهتون خوش میگذره..
    نایب الزیاره باشی..
    پاسخ:
    برای همه دعا کردم :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی