?ک? که خ?ل? دوستش داشتم و در ع?ن حال خ?ل? ازش بدم م?ومد...رفت از پ?شم... تازه اومده بود، ول? رفت!دلم م?خواد زنگ بزنه، اس بده،...نم? دونم...?ه جور? بفهمونه بِهِم که براش مهمم! م? خوام تربت کربلا?? که واسه به دست آوردنش انقد بدبخت? کش?دم رو بدم بهش...کل? باهاش صحبت کردم تا راض? شد و گفت قبولش م?کنه!بهش گفتم با?د بندازه گردنش...م?گه من نم? خوام کس? ب?مار?مو به روم ب?اره...م?گه خودم ع?ن خ?الم ن?ست، خودمو ?ه آدم عاد? م? دونم...ول? من که م?دونم تو کل زندگ?ش داره به مر?ض?ش فکر م?کنه...!!!سخته، خدا??ش خ?ل? سخته! من اگه بودم نم? دونم چطور? باهاش کنار م?ومدم...دلم گرفته دارم چرت م?نو?سم...توئ? که دار? وبمو م?خون?، ببخش?د، ببخش منو که چرت م? نو?سم...دندونم درد م?کنه و چشمام داره از کاسه در م?اد و سرم داره منفجر م?شه! تا ساعت ده شب مسابقه بودم، کانتست آزما?ش? دانشگاه شر?ف بود واسه تست سا?تشون! تو? ?ک? از سوالا از آ? د? استادمون و دوستش که الان تو? گوگل کار م?کنه، استفاده کرده بودن...بامزه بود! کل? کد زد?م ول? فقط دو تا سوال تونست?م اکسپت بگ?ر?م...آخ دندونم...!!!!!!!!!!
- ۹۳/۰۸/۱۰