خاطرات روزانه

برای اینکه یادم بماند چه بودم و چه کردم....

خاطرات روزانه

برای اینکه یادم بماند چه بودم و چه کردم....

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۰
  • ۰
نم? دونم د?شب چطورم شد که هنوز مداح داشت دعا? سلامت? امام زمان عج رو م? خوند اشکام صورتمو خ?س کرد...هنوز خبر از اون ب?مار? دوستم نداشتم...انقد بغض فرو خورده داشتم که انگار? فقط منتظر محرم بودن...انقد اون گر?ه به دلم نشست که امشبم حسرتشو داشتم... حسرت ا?نکه دوباره اشک? رو  صورتم ب?اد و دلم بلرزه از حرفا? مداح...نم? خوام متن ادب? بنوس?م و بگم من خ?ل? نوشتنم خوبه...نه!...حرفا? دلِ خودمو م? نو?سم...دلم امشب سوخته تر بود...همش ?اد دوستم بودم...آخرا? مراسم که داشتن دعا م? کردن، مداح گفت برا? مر?ض? که التماس دعا گفتن...و جمع?ت " امن ?ج?ب... " م? خوندن...کاش برا? مر?ض?ِ دل منم ?ه دعا?? بخونن..کاش!
  • ۹۳/۰۸/۰۴
  • ft _nk

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی